محمد حسينى همدانى نجفى
39
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
و مقدورات ساحت كبريائى كثرت عددى نيست كه عارض شود و يا صورت علمى آنها سبب تركيب در ذات او گردد بلكه كثرت معلومات و مقدورات ساحت كبريائى موجود بوجود واحد حقيقى بسيط است و اعلى و اشرف از ساير وجودات و اكوان خواهد بود مانند كون عقلانى و نفسانى و خيالى و طبيعى و يا وجودات مادى آنها . بالاخره بر حسب مقامات وجودات آنها نيز تفاوت خواهند داشت و موجود حقيقى بسيط از موجودات امكانى معلوم و مقدور ساحت كبريائى خواهد بود . اين چنين وحدت ظلى و بساطت مجهول و غير قابل درك است مانند وحدت و بساطت حقيقى علم پروردگار بموجودات و اين وحدت حقيقى ظلى موجودات در اثر الغاء نواقص و ماهيات است از آنها كه فقط وجود آنها بطور جمعى و عبارت از وجود نورى و ظلى و هم چنان كه ساحت كبريائى وجود حقيقى و صرف وجود است معلومات و مقدورات او نيز با الغاء ماهيات و نواقص آنها وجود نورى و ظلى و واحد بسيط ظلى و پرتو ساحت اويند و الغاء ماهيات و نواقص هر يك از موجودات امكانى به منظور وجود جمعى و نورى و مسطورهاى از فيض وجود بر صحنه امكان خواهد بود . و هر يك از موجودات واحد است و همان وجود خاص به آنست و وجود نيز همان پرتو فيض وجود و هستى است كه بان تابيده است و رابطه ساحت كبريائى خواهد بود و كثرت و عدد بر پايه اين وحدت شخصى است كه مغاير با وحدت حقيقى و بسيط موجودات است كه مورد علم و احاطه آفريدگار بوده است قبل الايجاد و بعد الايجاد . مفاد اينكه حق سبحانه كل الوجود و كله الوجود يعنى با احديت ذاتى خود واجد نيروى همه موجودات امكانى است يعنى اصل و ريشه و خالق همه آنها است و همه ربط محض و وابسته باويند و از نقصى كه هر يك از موجودات دارند سبب